واقعیت درمانی دکتر صاحبی

5,000 تومان

 ضبط شده در سمینار

 زبان: فارسی

 نوع فایل: MP3

 حجم: 52 مگابایت

 مدت زمان: 2 ساعت و 11 دقیقه

 دانلود فایل پس از پرداخت وجه  


یک دقیقه از این فایل

no sidebar

واقعیت درمانی

خلاصه نظریه خلاصه واقعیت درمانی

شیوهای است مبتنی بر عقل سلیم و درگیری عاطفی، که ویلیام گلاسر، به دنبال احساس نارضایتی از نتایج روانکاوی، بدان روی آورد. واقعیت درمانی، که در آن بر واقعیت، قبول مسئولیت و شناخت امور درست و نادرست و ارتباط آنها با زندگی روزمره فرد تأکید می شود، بر اثر تجارب و فعالیتهای گلاسر در مدرسه دخترانه ونتورا شکل گرفت و به صورت نظریه درمانی خاصی در آمد که عملا در تعلیم و تربیت و امور عادی زندگی مردم کاربرد دارد.
اساس نظریه واقعیت درمانی بر چگونگی هویت و تشکیل و تغییر آن قرار دارد. هویت مجموعه خصوصیات فردی است که به صورت «من» خلاصه می شود. هویت ابعاد فیزیکی، اجتماعی و روانی دارد که در تشکیل آن خانواده، جامعه و عوامل ارثی و فیزیکی تأثیر بسزایی دارند. تا قبل از سنین چهار یا پنج سالگی، کود دارای هویت توفیق است زیرا هنوز وارد جامعه نشده است و در باره تواناییهایش به ارزشیابی دست نیافته است. ولی به محض ورود به مدرسه، کودک در صدد مقایسه خود با دیگران بر می آید و به ضعفهای خود پی می برد و در مواردی به هویت شکست خود واقف می شود.

هویت توفیق

هویت توفیق، در کسانی به وجود می آید که بتوانند در نیاز اساسی و ذاتی خود، یعنی نیاز به دوست داشته شدن و دوست داشتن و نیاز به احساس ارزشمندی را ارضا کنند. کسانی که نتوانند این نیازهای اساسی را ارضا کنند، هویت شکست خواهند داشت و به اضطراب و نگرانی گرفتار خواهند آمد. به عبارت دیگر، نیاز به داشتن هویت از نیازهای اساسی و ذاتی تعلم انسانهاست و لازم است که در فرد هویت توفیق شکل گیرد تا در فراز و نشیب زندگی کمتر دچار نابسامانی روحی شود.

هویت شکست

کسانی که دارای هویت شکست هستند، به روان درمانی نیازمندند تا به هویت توفیق نایل آیند. اولین شرط واقعیت درمانی، که لازمه تغییر هویت شکست مراجع به حساب می آید، ایجاد ارتباط و درگیری عاطفی بین درمانگر و مراجع است. از طریق چنین ارتباطی مراجع در می یابد که اولا، کسی بدو علاقه مند است و ثانیا، فرد دیگری می خواهد که او را در تغییر هویت ناموفقش یاری دهد. پس از ایجاد چنین رابطه سازنده ای باید به تغییر رفتار مراجع اقدام شود، زیرا رفتار باعث پیدایش احساس می شود و اگر رفتار تغییر یابد، متعاقب آن احساس هم تغییر خواهد یافت.

هدف اصلی

هدف اصلی روان درمانی نیز همانا تغییر هویت ناموفق و ایجاد رفتار مسئولانه در فرد است. کسی که نیازهایش در حیطه واقعیت ارضا نشده باشد، رفتار غیرمسئولانهای خواهد داشت که معادل بیماری روانی است. انسان چون رفتار غیر مسئولی دارد با اضطراب و ناراحتی مواجه می شود. واقعیت درمانی دیدگاه جبری را مردود میداند و در عین حال که تأثیر وراثت و محیط را روی هویت فرد قبول دارد، اما او را قربانی عوامل ارثی و محیطی نمیداند، بلکه فرد را مسئول اعمال و رفتارش می شناسد.

واقعیت درمانی در موارد مفهوم بیماری روانی، تجسس و تفحص درگذشته فرد، پدیده انتقال و نحوه مواجهه با آن، اعتقاد به ناخودآگاهی، تأکید بر تعبیر و تفسیرها به جای ارزشیابی و مهم شمردن بصیرت با مکاتب سنتی روانکاوی تفاوت دارد.

اهداف واقعیت درمانی

هدفهای واقعیت درمانی در فرایندی مبتنی بر درگیری عاطفی، توجه و تأکید بر زمان حال و رفتار کنونی، توسل به قضاوت ارزشی مراجع، طرحریزی معقول و تعهد نسبت به آن، نپذیرفتن عذروبهانه و امتناع از تنبیه حاصل می شود. این ملاکها کلا اصول واقعیت درمانی را تشکیل میدهند که باید با نظم و ترتیب خاصی تعقیب شوند تا هدف نهایی در مان (هویت موفق و رفتار مسئولانه حاصل شود.